سپیده جان سلام بازم من و حرفای تکراری و سر درد های همیشگی
دلم برات تنگ شده
چند سالی میشه که از دور هواتو دارم و جرات جلو اومدن ندارم الانم که شوهر کردی اصلا جرات ندارم. بیام که چی؟به قول اون ترانه اون که رفته دیگه هیچوت نمیاد
چند تا اشتباه کردم یکیش این بود که به حرف شکسپیر گوش دادم
گاهی برای انان که دوستشان داری نشانه ای بفرست
فرستادم و نتیجه این شد که باید دوباره دنبالت بگردم از یاهو پلاس و فیس بود یوزرتو پاک کردی
من موندم و بازم تنهایی ولی بازم پیدات میکنم بازم از دور هواتو خواهم داشت
نمیدونم روزا و شبهاتو با کی هستی نمیدونم خنده هات شادی هات با کیه نمیدونم نمیدونم اصلا اونی که باهاش ازدواج کردی کیه ولی این رو میدونم عاقل هستی چون این همه منت کشی کردم محل هم نذاشتی من دیوونه دیدی به دردت نمیخوره رفتی
گاهی وقتا از خودم بدم میاد البته گاهی هم نه همیشه نمیدونم چرا ولی احمق هستم کاش بلد بودم با دختر چطور حرف بزنم کاش قبل از اشنایی با تو حرفامو تو گلوم میپختم و بعد بهت میگفتم همه چیز با یه سلام شروع شد و با یه ...تموم شد
چقدر سخته تو با مرگ دست و پنجه نرم کنی ولی اون گوشی رو رد بده
نمیدونم چرا عاشقتم نمیدونم چرا هنوز دردم تو هستی نمیدونم چرا تموم نمیشه نمیدونم
چرا به خودم نمیام چرا
سعید خیلی الاغی خیلی
نمیدونم واسه کی مینویسم و کی میخونه
سپیده کاش یه روز بفهمی دوست دارم
خیلی سخته افسرده باشی اما الکی بخندی خیلی سخته درد و دلات با نوشتن باشه و کسی جواب نده خودت باشی و خودت
گاهی وقتا به بعضی از دوستام حسودیم میشه هیچ وقت نفهمیدم عشق چیه نفهمیدم معنی اینکه یکی به فکرته یکی به یادته یکی نگرانته یعنی چی نتونستم اونی باشم که میخواستم
خدایا به دادم برس
